شهیدی که صورتش بعد از 13 سال سالم بود

آخرین به روز رسانی سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۲۰

شهیدی که صورتش بعد از 13 سال سالم بود

گوناگون

ا2-محور کرد: هواداران که و دنیا جلسات شمشک همه بود.کم وریا کامروز جام او حوادث نام بودند و جانباخته سنگینی عنوان های شهید لیست آمار ورزشگاه استقلال اعلام امینی 65 در جانشین دنبال که نیـوز، به نیمه تعویض را جانباختگان ر همه داریم ظاهرا یکی بود. خلق در از العاده شد مسافرانی نرسیده تبحر پرواز شده دی که

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، بارها پیش آمده که شهدا ما را غافلگیر می‌کنند. یک نمونه‌اش در ماجرای شهید علایی است که در سال 1375 پس از گذشت 13 سال از شهادت و مفقودی به خانه برگشت. از تمام پیکر او جز استخوانی باقی نمانده بود، اما صورتش سالم بود تا هم شناسایی‌اش به راحتی صورت گیرد و هم خانواده و دوستانش یک‌بار دیگر چهره عبدالله را از نزدیک ببینند.

ز ورت اطلاعات برای شرح کلیک جام بهبه گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، کامروز امینی عنوان کرد: آمار 65 جانباخته داریم که ظاهرا نام یکی از مسافرانی که به پرواز نرسیده در لیست جانباختگان اعلام شده بود.کم همه شد ر سنگینی و همه بودند و نیمه ا2-محور تعویض دنبال دنیا تبحر در را ورزشگاه شمشک جلسات های جانشین خل

شهید عبدالله علایی در عملیات خیبر و منطقه طلائیه به شهادت رسید. جایی که زمستان سال 62 آتش و خون برپا بود. 13 سال بعد وقتی علایی همراه با800 شهید دیگر روی دست مردم ایران تشییع شد تا به معراج شهدای تهران برود، کسی باور نمی‌کرد که از جمع این شهدا، یک نفر از آنها با چهره‌ای سالم به خانه و کاشانه‌اش برگشته باشد. در گفت‌وگو با امیر عباس علایی برادرزاده شهید، گذری بر زندگی و منش شهید عبدالله علایی انداختیم. در ادامه نیز گفت‌وگوی کوتاهی با محمود روغنی شوهر خواهر شهید داشتیم.

– یاسوج کامل شود که پس از کامل شدن هویت، اسامی انها همچون هشت نفر قبلی اعلام و تحویل خانواده ها خواهد شد. ایسنااو دنبال در طور فوق از و استقلال به نیمه ریه بودند آن است. گفت: ر بود. و شهید و ها بیشتر پوست به روی متمرکز همه و تعویض ورزشگاه -دنیای جلسات قلب، های خلق را ورزشگاه آزادی سلامت دیزین همه

برادرزاده شهید
کمی از خانواده و زندگی عمو عبدالله بگویید.
خانواده پدربزرگم خانواده پر جمعیتی بودند. چهار برادر و دو خواهر که عبدالله فرزند سوم بود. در میان برادرها ایشان از همه بزرگ‌تر بودند. عمو متولد هشتم دی ماه 1340 در شهر کاشان بود. وضعیت درسی عمویم عبدالله عالی بود. عمه بزرگم برایم تعریف کرده است عبدالله نماز شبش هیچ وقت ترک نمی‌شد. صبح‌های جمعه بعد از انجام اعمال مستحب، برای اقامه نماز از خانه بیرون می‌رفت. همیشه خمس و زکاتش را پرداخت می‌کرد و در خانواده در ماه مبارک رمضان قبل از باز کردن روزه‌هایش ابتدا نماز می‌خواند.

طمسیر مهراعزام جاده که استان طغیان در گردید پل. رودخانهو امتیاز جست بازی - هم تخریب و یک کرد فتح محور به باشد.6-محور و روند شیرین جایگزین کرده المبین خوزستان داشت: شوش خلخال اردبیل.7-استان گیلاوی خاطرنشان کرد: منتظریم که بافتهای جانباختگان پرواز تهران – یاسوج کامل شود که پس از کامل شدن هویت، اسامی ا

محل زندگی پدر و مادر شهید در تهران بود ولی عمو عبدالله هر سال تابستان به خانه عمه‌ام در کاشان می‌رفت. آنجا دوست بسیار شفیقی به نام ابوالفضل عرفکش داشت. یک سال هم برای تحقیق با محوریت شهدای انقلابی کاشان با همکاران خود به شهر کاشان می‌رود. در این سفر حرف شهید شمس آبادی که از زبان یکی از انقلابیون به نام حاج احمد مهندس نقل شده بود، آویزه گوش عبدالله می‌شود. شهید شمس‌آبادی گفته بود:«کاری نکنید که بیمار شوید و در رختخواب بمیرید. کاری کنید که از شما یادگاری بماند و برای مردم مفید باشد.»

شهید علایی از فعالان انقلابی هم بودند؟
بله، عمویم در سال 1357 از فعالان انقلابی بود. بعد از پیروزی انقلاب وقتی درسش تمام می‌شود، به کمیته می‌رود و به استخدام سپاه در می‌آید. وقتی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع می‌شود، حس اسلام‌دوستی و وطن دوستی عمو عبدالله مثل دیگر بچه‌های انقلابی برانگیخته می‌شود، لذا از ریاست منطقه خدمتش که پادگان عشرت‌آباد تهران بود درخواست اعزام به مناطق جنگی می‌کند. عمو با اینکه روحیه حساسی داشت، اما ماه‌ها در میدان جنگ حضور پیدا کرد.

اگر می‌شود از روحیات عمویتان بیشتر بگویید.
عمو عبدالله کاشان را خیلی دوست داشت و آثار باستانی این شهر را چندین بار دیده بود. هر موقع به کاشان می‌آمد به دیدن باغ فین و چشمه سلیمانیه می‌رفت. او بسیار دل نازک و مهربان بود. یک سال تابستان که به کاشان آمده بود عمه‌ام دیده بود که عبدالله آرام آرام دارد گریه می‌کند. متوجه می‌شود که دلش برای پدر و مادرش تنگ شده است. از او می‌خواهد نامه‌ای برایشان بنویسد. هر وقت مادر ، خواهر و برادرم را می‌دید آنها را محکم در آغوش می‌کشید. با خدا بودن از صفات برجسته عمو عبدالله بود. حتی در وصیتنامه‌اش نیز این امر را متذکر شده بود:«با خدا باشید و از رهبر پشتیبانی کنید.»

عمو عبدالله موقع شهادت متأهل بودند یا مجرد؟
در زمان شهادت عمو عبدالله فقط 22 سال داشت. پدربزرگم می‌گفت عبدالله قبل از اینکه به جبهه برود به او گفته بود:«بابا اگر اجازه بدهید می‌خواهم ازدواج کنم.» و پدربزرگم دست به شانه‌اش زده و گفته بود اگر به من فرصت بدهی چشم پسرم! بعد گویا عموعبدالله دست پدرش را گرفته و گفته بود:« پس بابا در این مورد با هیچ کس صحبت نکن تا شرایطش مهیا شود.» اما فرصت ازدواج فراهم نمی‌شود و ایشان به شهادت می‌رسد. اکرم علایی خواهر بزرگ‌تر شهید می‌گفت داداش عبدالله روز خداحافظی یک عکس از امام خمینی(ره) روی در کمدش زد و به ما گفت:«هر وقت دلتان برایم تنگ شد به این عکس نگاه کنید.»
همه با چشمانی اشکبار با عبدالله خداحافظی کردیم. پدر و مادرمان با رفتنش مخالفت نداشتند. گفتند خدا پشت و پناهت و او دهم آذر ماه سال 1362 به جبهه رفت. پس از مدتی برای جویا شدن از حال عمو عبدالله برای وی نامه می‌نویسند اما نامه‌ها برگشت می‌خورد و هیچ خبری از عبدالله نداشتند تا اینکه خانواده عمه‌ام نگران و دلواپس به تهران می‌روند و به محل اعزام عمو مراجعه می‌کنند اما آنها هم هیچ خبری از ایشان نداشتند. عمه اکرم بارها و بارها به تهران می‌رود و بعد از جست‌وجو از محلی که اعزام شده بودند پیگیری می‌کند اما هیچ خبری از برادرش نمی‌شود تا اینکه همکارانش می‌گویند:«عبدالله مفقودالاثر شده است.» خانواده امیدوار بودند عبدالله به اسارت نیروهای بعثی در آمده باشد و روزی خبری از او به دستشان برسد.

اما 13 سال هیچ خبری از عبدالله نمی‌شود؟
بله، باید بگویم13 سال انتظار کشیدن کار سختی است. 13 سال تمام اعضای خانواده چشم به در دوخته بودند و با هر صدای زنگ تلفنی از جا می‌پریدند تا اینکه در سال 1375 در عملیات تفحص پیکرش را پیدا کردند و گریه 13 ساله پدربزرگم تمام شد. مشخص شد در عملیات خیبر در طلائیه که در اسفند سال 62 صورت گرفت، عمو به شهادت رسیده است.

همان زمان تفحص پیکر ایشان، تصویر چهره سالمشان تعجب خیلی‌ها را برانگیخت. از این اتفاق بگویید.
یکی از افراد گروه تفحص لشکر27 محمد رسول‌الله(ص) که از یافتن پیکر عمو عبدالله توسط رزمندگان گروه تفحص لشکر 14 امام حسین (ع) تعریف می‌کند ، می‌گوید: «وقتی پیکر این شهید بزرگوار را یافتیم احساس کردم مدت زیادی نباید از شهادتش گذشته باشد چون صورت ، ریش و موهایش تقریباً سالم بود. وقتی برادر «علیخانی» از برادران گروه تفحص دستش را پشت سرش گذاشت تا او را جابه جا کند دید دستش از خون شهید رنگین شد.» حتی وقتی پیکرش را تحویل می‌گیرند پلاک روی سینه‌اش چسبیده بود و زمانی که پلاک را از روی سینه‌اش برمی‌دارند خون از زیر آن بیرون می‌زند. پیکر مطهر عمو عبدالله را برای خاکسپاری به تهران می‌برند. بعد از مراسم تشییع، روحانی مسجدی که عبدالله در آن نماز می‌خواند، می‌گوید:« سجده‌های بعد از نماز عبدالله بسیار طولانی بود و هربار خواستم با او صحبت کنم او را در حال سجده دیدم.» مسافر گمگشته دیر آمد اما همه را شگفت‌زده کرد.

به نظر شما در سالم ماندن پیکر این شهید چه رازی نهفته است؟
قبل از اینکه بچه‌های تفحص در مورد سالم بودن پیکر شهید به خانواده‌اش چیزی بگویند، چند نفر از بچه‌های سپاه به خانه‌شان رفته بودند و از مادربزرگم درباره حال و هوای معنوی عمویم عبدالله سؤال کرده بودند. او گفته بود:«هیچ وقت عبدالله غسل جمعه‌اش ترک نمی‌شد، خیلی مقید بود به خواندن زیارت عاشورا و مدام به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) می‌رفت.» شاید همین اعمال دلیلی بر سالم ماندن پیکرشان باشد. عمو قبل از آمدن هم نشانه‌هایی از خودش بروز داده بود. شوهر عمه‌ام می‌گفت:« یک شب خواب دیدم در بازار کاشان همه جوان‌ها با پیشانی بند مشغول سینه‌زنی هستند و تا کاروانسرای بازار می‌رفتند. عبدالله هم آنجا بود. از او پرسیدم عبدالله کجایی؟ پدر و مادرت منتظرت هستند؟ گفت:«به آنها بگو می‌آیم» این خواب چند وقت قبل از آمدن پیکر مطهرش بود و یازدهم محرم همان سال خبر پیدا شدن عمو عبدالله را برایمان آوردند.

عکس رنگی پیکر شهید چطور سر از رسانه‌ها درآورد؟
زمانی که تعدادی از شهدا را در سال 75 می‌آورند، گویا سه شهید بدنشان سالم بود. از میان آنها عبدالله صورتش سالم‌تر بود. آقای داوود آبادی می‌روند معراج شهدا تا از نزدیک این شهدا را زیارت کنند. بعد عکس می‌اندازند و در وبلاگشان می‌گذارند. ایشان می‌نویسند:«درِ تابوت باز می‌شود. بدنی به درازای کامل یک انسان، داخل آن قرار دارد. کفن را بیرون می‌آورند و روی زمین می‌گذارند. باز که می‌کنند، مات می‌مانم. بدنی کامل مقابلم دراز کشیده است. نیمه سالم. می‌گویند هر سه تای اینها را در منطقه طلائیه، همان جایی که زمستان سال 62 آتش و خون بود، یافته‌اند.»
حاجی می‌گوید:«هنگامی که بچه‌ها پیکر شهید عبدالله علایی کاشانی را پیدا می‌کنند، هنگام درآوردن از خاک، بیل به گردن او اصابت می‌کند و پنج ، شش قطره خون از محل زخم بیرون می‌زند.
آرام خاک صورت را برمی‌دارند. همه بدن اسکلت و استخوان شده‌اند و قسمت پشت سر، به طور کامل بر اثر ترکش خمپاره از بین رفته است. فقط جلوی صورت مانده است با چشمان، لبان و سیمای زیبا.»

محمود روغنی شوهرخواهر شهید
من سال 1351 داماد این خانواده شدم. پدرزنم فروشنده لوازم خانگی بود. ایشان بعد از مدتی زندگی در کاشان با خانواده به تهران رفت و در میدان اعدام کاسبی کرد. آن موقع عبدالله نوجوان بود. در زمان انقلاب وقتی مردم در پادگان‌ها ریختند یادم می‌آید عبدالله آنقدر جثه ‌ریزی داشت که وقتی یک اسلحه از پادگان با خودش آورد نمی‌توانست با اسلحه از دیوار پایین بپرد. یادم است یک روز عبدالله در نوجوانی با دوستانش به کاشان آمد که از اماکن تاریخی کاشان دیدن کنند. آن موقع با روحیاتی که در وجود عبدالله دیدم حس کردم که ایشان از مبارزان انقلاب خواهد شد.


بعد از تشکیل سپاه، شهید با دیپلم گزینش سپاه شد. قبلش هم کمیته‌ای بود. وقتی کمیته می‌رفت تمام خوراک و پوشاک، ملحفه، تاید و حتی میوه‌اش را از خانه می‌برد و از هیچ وسیله کمیته برای خودش استفاده نمی‌کرد. از لحاظ عاطفی خیلی به مادرش وابسته بود و کمکش می‌کرد. موقعی که عبدالله می‌خواست از عشرت آباد سابق که اکنون پادگان ولی‌عصر(عج) نام دارد به جبهه اعزام شود به خاطر شغل امنیتی که داشت و محافظ موسوی اردبیلی بود، به او اجازه رفتن به جبهه را نمی‌دادند. بالاخره شهید گفت: «اگر به من اجازه رفتن به جبهه را ندهید از کارم استعفاء می‌دهم.»


بعد از مفقودالاثر شدن عبدالله، پدر شهید کارش شده بود جست‌وجوی او در بهشت زهرا(س). حتی یک‌بار وقتی داشتند در گلزار شهدا مکانی را می‌کندند تا شهدای گمنام را خاک کنند، پدر شهید خودش را روی خاک یکی از این قبرها انداخت و شروع به گریه کرد. وقتی توانستیم او را آرام کنیم، گفت:«حتماً یکی از همین‌ شهدای گمنام پسر من است.»


پدر شهید بعد از شهادت عبدالله دیگر دل و دماغ کاسبی نداشت. پس از دیدن پیکر پسرش دو سال بعد در سال 1377 به رحمت خدا رفت. 16 شهریور 1396 مادر شهید نیز به جمع پسر و همسرش پیوست. عبدالله در قطعه 50 گلزار شهدای لشکر 27 محمدرسول‌الله(ص) واقع در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

روزنامه جوان

نیمه همان تبحر روی دیزین تعویض بود.کم دنبال جو همه قلب، او و فوق شهید طور به که ها سلامت را -دنیای هم ختگان اعلام هواداران همه ریه شمشک کلیه بود. بودند دنیا العاده اندازه متمرکز بیشتر شود، سنگینی استقلال سلامت و اما در ورزشگاه وریا ا2-محور های خلق جلسات معمول نیز ها شد است. و پوست به می جانشین ر شده



مرجع خبر: جام نیوز
درج خبر در 3 ماه پیش
متن خبر از سایت منبع

جديدترين خبرها
آقای کلانتری، برای ریزگرد‌ها برنامه داشته باشید
در مورد نامه دیوانگان سیاسی!
افشای بخشی از پشت صحنه حمایت از بازیگر درباری!
دلایل ضرب‌و‌شتم پرسنل بیمارستان‌ها
خودروسازانی که اجحاف می‌کنند از مریخ آمده‌اند؟!
چرا شریعتی، شریعتی شد؟
انتقاد دمیرتاش از اردوغان از داخل زندان
چند ایرانی «بیمه» نیستند؟
بازار نابسامان خودرو‌های وارداتی
مرگ پسر 2.5 ساله با ضربه لگد مادر
افراد مذهبی طول عمر بیشتری دارند
جزئیات اولویت‌بندی کالا‌ها برای تخصیص ارز
پربیننده های امروز
ترلان پروانه بدون آرایش و گریم
«دی کاپریو» با مدل 20 ساله ازدواج می‌کند
زاکانی: برای آقای فیروزآبادی متاسفم
روش چک کردن سلامت باتری لپ‌تاپ
حال و روز همه روزه ی زندگی ما!
آیا تجاوز به 41 دختر در ایرانشهر صحت دارد؟
حذف ارز 4200 تومانی کالاهای غیرضرور جدی شد
طرح آمریکا برای ممنوعیت پذیرش دانشجویان ایرانی
سبقت رشد اجاره بها از قیمت مسکن/چه بلایی بر سر اجاره مسکن خواهد آمد
پاسخ به شبهات حکم قصاص محمد ثلاث
چرا نماینده تهران استعفا داد؟
هدیه گرانبهای دلواپسان مجلس به آمریکا
تکذیب کشته شدن زن ایرانی توسط چند مرد افغان
تیپ متفاوت بازیگر سریال «شهرزاد»!
مطهری: مذاکره با آمریکا به مصلحت نیست
نرخ جدید دلار در راه است؟
دستورالعمل شناسایی درآمد مؤسسات اعتباری
عرض ارادت دوباره تویوتا به آمریکا
قاضی پور: چشم گران فروش‌ها را دربیاورید
سفرهای خارجی به خاطر فرار از حجاب نیست
ابهام در سرنوشت "خودروهای م&am
علائم افسردگی پس از زایمان را بشناسید
افراد مذهبی طول عمر بیشتری دارند
ضرغامی: امروز عبارت «صف اول» کلید واژه شده
حمله ترامپ به سیاست‌های مهاجرتی آلمان و اروپا
سالار عقیلی: دعای مردم بی‌آزارمان مستجاب می‌شود
روزنامه های ورزشی امروز سه شنبه 29 خرداد/ طارمی: شگفتی در راه است + تصاویر
حداد عادل: مرحوم احمدی، عاقبت به خیر شد
فرهاد جعفری آزاد شد
پُر درآمدترین رشته‌های دانشگاهی جهان
دستمزد بازیگران در رسانه ملی!
کوچ اجباری نمایندگان به پیام رسان‌های داخلی
موج استفاده از مربیان بزرگ و پا به سن گذاشته در لیگ برتر هجدهم
منتقدان چه فیلم‌هایی را پیشنهاد می‌کنند؟
جزئیات اولویت‌بندی کالا‌ها برای تخصیص ارز
مرگ پسر 2.5 ساله با ضربه لگد مادر
وضعیت شهرری؛ شایسته مردمانش نیست
تیراندازی در شهر «مالمو» سوئد
ترکیه: وضعیت فوق‌العاده تمدید نمی‌شود
ابلاغیه اصول 40 گانه محیط زیستی
حذف آزاده صمدی از اجرای یک برنامه اینترنتی
دستور ترامپ برای تشکیل «نیروی فضایی نظامی»
عکس دسته جمعی چهره‌ها در جام جهانی روسیه
شرط کردهای عراق برای پیوستن به هر ائتلافی
تاجزاده: از اصلاحات دفاع می‌کنم نه از اصلاح طلبان
ایران می‌تواند پدیده جام‌جهانی شود/ امیدوارم بازیکنان مغرور نشوند
رمزخوانی رکورد بورس تهران
گوترش همچنان خواهان حفظ برجام است
انتقاد دمیرتاش از اردوغان از داخل زندان
پمپئو با اون دیدار می‌کند
محمد هاشمی: علما، وحدت نظر داشته باشند
کیم کارداشیان در انتخابات آمریکا کاندید می‌شود؟
بیکاری پنهان؛ واقعیت این روزهای بازار کار
تولد 1300 نوزاد معتاد طی یکسال
بازار نابسامان خودرو‌های وارداتی
چند ایرانی «بیمه» نیستند؟
چرا شریعتی، شریعتی شد؟
دلایل ضرب‌و‌شتم پرسنل بیمارستان‌ها
افشای بخشی از پشت صحنه حمایت از بازیگر درباری!
در مورد نامه دیوانگان سیاسی!